هیرمند، کهن ترین نام برجای مانده درمتون تاریخی است و نامهای دیگری چون زرنکا دردوره هخامنشیان،سکستان در دوره های اشکانیان وساسانیان، سجستان به روایت متون عربی و بالاخره سیستان از نامهای گوناگون درجغرافیای تاریخی منطقه است. سرزمین نیمروز هم با دو نگاه درمتون به چشم می خورد، نخست به معنای سرزمینهای جنوبی و دیگری به معنای نصف النهار مبدا که درگذشته به دیده دانشمندان ایرانی ومسلمان از سیستان عبور می کرده است. زرنکا درکتیبه های هخامنشیان یکی از ساتراپی های مهم این روزگاربه شمار می رفته و دلیل آن نیز مالیاتی بوده که به دولت می پرداخته و وفق گزارش هرودوت پس از مصر و میانرودان درمرتبه سوم بوده و افزون براین کوروش بزرگ هخامنشی به مردم این منطقه لقب یاری گر داده است. این سرزمین بعدها با ورود اقوام ایرانی دیگر که درمتن های تاریخی به سکاههاشهره بوده اند نام سکستان به خود می گیرد واین رخداد به 2125 سال پیش باز می گردد. دراین روزگار سیستان علاوه برحفظ جایگاه قبلی قدرتمندتر دیده می شود و خاندان قدرتمند سورن که سکانشاه از میان آنها برگزیده می شود حق دارد تا در هنگام پادشاهی ایران زمین تاج را برسرشاهنشاه اشکانی بگذارد. جنگ حران روایت تاریخی است از رویارویی سورنا شاه سکستان( سیستان) با کراسوس یکی از سرداران سه گانه روم که علی رغم برتری فراوان رومیان کراسوس شکست می خورد و تاوان حمله به ایران زمین را با سر بریده اش می پردازد که توسط سورنا برای اردوان شاهنشاه ایران فرستاده می شود. در روزگار ساسانیان نیز شاه سکستان و تورستان وسرزمین های کرانه سند عنوان سکانشاه و یا همان شاه سیستان درکتیبه ها ثبت شده است. محلی که امروز زابل نامیده می‌‌شود. در گذشته زمین هایی با تپه‌هایی از ماسه‌های روان و رسوبات دریایی بوده که قسمتی ازآن در مسیر رودخانه هیرمند قرار داشته است. با کم شدن آب رودخانه بر وسعت خشکی‌های اطراف آن افزوده شد و با اتصال دو آبادی اولیه به نامهای ناصر آباد و یا شهر ناصری و حسین آباد، آبادی بزرگی تشکیل می گردد که در سال ۱۳۱۴ خورشیدی بر طبق مصوبه هیات وزیران، آن آبادی را زابل نامیدند و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی نیز به مرکز سیستان تبدیل شد. زابل امروزی شهری نسبتا توسعه یافته و مجهز به انواع خدمات مورد نیاز جامعه شهری است